ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

67

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ولى فرمانرواى فرنگى ، پيك‌هاى خود را يكى پس از ديگرى فرستاد و پيام‌هاى خويش را تكرار كرد . ضمنا از بقيه كار ساختمان شهر عسقلان دست كشيد و از غزه و داروم و رمله نيز چشم پوشيد . براى ملك عادل نيز درباره ترتيب صلح پيامى فرستاد . ملك عادل و گروهى از سرداران به صلاح الدين توصيه كردند كه پيشنهاد صلح را بپذيرد و او را آگاه ساختند از اينكه لشكر تا چه اندازه دلتنگ و خسته شده و چقدر اسلحه و چارپايان از ميان رفته و تا چه حد خواربار قشون دچار كمبود شده است . به او گفتند : « اين مرد فرنگى ( يعنى پادشاه انگلستان ) از آن جهة خواستار صلح شده كه قصد دارد در كشتى بنشيند و به كشور خود بر گردد . اگر در پذيرفتن پيشنهادش درنگ كنى تا زمستان فرا رسد و راه سفر از دريا قطع شود ما ناچار بايد تا سال ديگر درين جا بمانيم . آن وقت مسلمانان زيان بسيار خواهند ديد . » در اين باره سخن بسيار گفتند تا صلاح الدين آماده صلح گرديد . بنا بر اين فرستادگان فرنگيان حاضر شدند و درباره صلح با يك ديگر پيمان بستند . از كسانى كه در نزد صلاح الدين حضور يافت باليان بن بيرزان بود كه رمله و نابلس را در اختيار داشت . وقتى صلاح الدين سوگند ياد كرد ، باليان به او گفت : « بدان كه در اسلام كارى كه تو كردى هيچ كس نكرد . و آن قدر كه در اين مدت ، تو از فرنگيان كشتى هيچ كس نكشت . ما جنگجويانى را كه